جایی که پیاده رو به پایان می رسد
Sunday, May 29, 2005
کلمات تاريخ مصرف دارن
ماشين تحريري که هر روز نامه هاي منو تايپ مي کنه
کلمات تاريخ مصرف دارن
نامه هايي که هيچ وقت به دست تو نمي سه
کلمات تاريخ مصرف دارن
دستهايي که روزهاي دراز بوسه باران لبهاي من بود
کلمات تاريخ مصرف دارن
تنها تويي که تازه و نو مي ماني حتي در ميان سالي
Saturday, May 28, 2005
عروسک بازی
وقتی عموزاده ی ناشا عروسک بازی می کنه
عروسک زشته همیشه میمیره یاباید بگه ببخشید مگر نه خفه میشه
Thursday, May 26, 2005
دوست

دوست کسی است که همه ی اسرار تو را بداند
و با این وجود تو را دوست داشته باشد
در ضمن دوستت دارم از اچ.جکسون براون
Wednesday, May 25, 2005
خوشبختی

میشینم ،کتاب فتوشاپ رو می ذارم رو پاهام و
با برنامه فتو شاپ سرو کله می زنم .گاهی وقتا این حس زیبا
به من دست می ده که خوشبختی در کار های کوچکی نهفته است
فقط مث بازی قایم موشک باید بگردی پیداش کنی
خوشبختی یعنی دوش اول صبح.موسیقی قشنگی که گوش می دی
وقتی غر غر می کنی . وقتی یه شماره ی مشغول رو می گیری و دوباره می گیری
خوشبختی یعنی هنوز حوصله داری که به وجودت فکر کنی
خوشبختی وقتیه که سالاد شام رو درست می کنی
وقتی متلک اینو اونو به هیچ می گیری
خوشبختی یعنی وقتی یه بچه کوچولو تو رو به جای مامانش بگیره
خوشبختی وقتیه که بتونی بگی اشتباه کردم
خوشبختی وقتیه که یه کاکتوس تو اتاق نگه داری و
اهمیت ندی اگه می گن زشته .خوشبختی یعنی به جنسیتت افتخار کنی و
نگی ای کاش پسر بودم
خوشبختی یعنی این که همیشه کاری برای انجام دادن داشته باشی
ببخشید من باید برمم ظرفاروبشورم
Tuesday, May 24, 2005
پدر

مهمترین کاری که یک پدر برای فرزندانش می تواند بکند
این است که مادرشان را دوست داشته باشد
از کتاب "در ضمن دوستت دارم " از اچ.جکسون براون
در ضمن دوستت دارم
دیشب به همراه بابا قدم زنان به کتاب فروشی نزدیک خونه رفتیم
کتاب جالبی دیدم که به جرات می تونم بگم زیباترین و
تاثیر گذارترین کتاب عمر من تا کنون بودهمین طور
که ایستاده برگش می زدم موسیقی لطیفی در قلبم نواخته می شد
این هدیه امروز توست . این کتاب روزهای خوشی را برای تو آرزو می کند
حس نابی بعد از خوندن این کتاب به من دست داد
می خواستم از تختخواب بیروون بیام ، ورجه وورجه کنم و تمام دنیا
.رو در آغوش بگیرم


کتاب" در ضمن دوستت دارم" شامل مطالب و جملات کوتاهیست
که مامان نویسنده به صورت ضمیمه در نامه هایی که
در طول سالیان درازی به دخترش می نوشته آورده است
اچ .جکسون بروان آن ها رو گرد آوری کرده است تا
به صورت کتاب در آمده است.می دانم نیازی به توصیه
من نیست و خودتان به زودی این کتاب را در خانه خواهید داشت
این طور نیست ؟
بخشی از این کتاب :این نظر من است که بسیاری از ما پولی را خرج می کنیم که
بخشی از این کتاب :این نظر من است که بسیاری از ما پولی را خرج می کنیم که
آن را به دست نیاورده ایم تا چیز هایی بخریم که لازم نداریم تا به این وسیله
. دیگرانی را که دوست نداریم تحت تا ثیر قرار دهیم
Sunday, May 22, 2005
پنج سالگی
داره باروون میاد
من به سادگی یه بچه ی پنج ساله به خواب می رم
و عجیب ترین خواب های عمرمو می بینم
شبا می ترسم برم تو رخت خواب
یه شام سبک می خورم و
چراغ خوابو روشن می ذارم
Friday, May 20, 2005
Sunday, May 15, 2005
مازوخیسم

باید منتظر موند
با تمام عطشت نباید دست به کاری بزنی
باید منتظر موند
تازگی ها فکر می کنم دچار یه نوع مازوخیسم خفیف شده ام





